menusearch
seratalmostaghim.ir

آیا صدای زندگان به مردگان می‌رسد؟

۱۳۹۷/۹/۱ پنج شنبه
(0)
(0)
آیا صدای زندگان به مردگان می‌رسد؟
آیا صدای زندگان به مردگان می‌رسد؟

به گزارش صراط المستقیم ، از قدیم الایام علما و بزرگان ما درباره ارتباط با مردگان گفته‌اند که اموات زنده هستند و اگر اذن خداوند را داشته باشند می توانند ما را ببیند و صدای ما را بشنوند. از این روی در گزارش زیر سعی کردیم به این سوال که آیا مردگان صدای زندگان را می شنوند، پاسخ بدهیم یکی از شبهات در این امر، تفکر وهابیون است که می گویند، انسان پس از مرگ چیزی نمی شنوند و ارتباطی با عالم مادی ندارند، و مسلمانان به ویژه شیعیان راکافر می دانند و براساس همین نظریه توسل و طلب حاجت از ائمه اطهار (ع) را هم شرک می دانند. در واقع درباره شنوایی اموات دو نظریه وجود دارد که شیعیان و اکثر اهل سنت قائل به سماع الموتی هستند، ولی برخی از آنها (اهل سنت، وهابیون) با آن مخالفند.

نظرات مخالفین: ابن الهمام در فتح القدیر، حاشیه الهدایه در باب الجنائز:نظرش بر این است که مردگان نمی‌شنوند. زیرا حدیث تکلم با اهل قلیب بدر هم از طرف عائشه رد شده است و هم فقط من باب معجزه رسول الله مقبول شده است وحدیث مسلم «لَیَسْمَعُ قَرْعَ نِعَالِهِمْ...» فقط مربوط به اولین مرحله‌ی ورود به قبر است نه تداوم آن در سایر اوقات (فتح القدیر ج. ۳ ص. ۳۲۵)

آلوسی در کتاب الآیات البینات فی عدم سماع الاموات به دو آیه زیر برای اثبات نظریه خودش استدلال نموده است؛ «ولا تسمع الصم الدعاء إذا ولوا مدبرین» (سوره نمل آیه ۸۰)

ذلک الله ربکم له الملک والذین تدعون من دونه ما یملکون من قطمیر. إن تدعوهم لا یسمعوا دعاءکم ولو سمعوا ما استجابوا لکم ویوم القیامة یکفرون بشرککم ولا ینبک مثل خبیر (فاطر ۱۳ و ۱۴)

برای رسیدن به جواب قائلین به عدم سماع نیاز به بیان اموری داریم:

ترکیب انسان از روح و جسم

متکلمان انسان را مرکب از دو حقیقت می‌دانند: روح و جسم و بر آن دلایلی اقامه کرده اند که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:
۱ ـ. هرانسانی افعال خود را به حقیقتی به اسم «من» نسبت می‌دهد ومی گوید:من انجام دادم، من زدم و... این من کیست؟ آیا غیر از نفس است که از آن به روح تعبیر می‌شود؟. هم چنین هر انسانی اعضا و جوارح مادی خود را به حقیقتی به نام «من» نسبت می‌دهد و می‌گوید: قلب من، شکم من، قدم من و... این من کیست؟ آیا غیر از روح و نفس است؟

۲ ـ. هر یک از انسان‌ها این حسّ را دارد که شخصیتش در دوام روزگار ثابت بوده و در آن تغییر و تحوّل وجود ندارد، با وجود تغییراتی که در جسم و بدن اوست، آیا آن شخصیت همان روح و نفس او نیست؟

۳ ـ. گاهی انسان با غفلت از هر چیز حتّی بدن و اعضایش از یک چیز که همان خودیت اوست غافل نیست، آیا این همان نفس و روح او نیست؟ فخررازی می‌گوید: «گاهی من عالم و آگاه به خودم هستم، در حالی که ازهمه اجزایم غافلم و این خودیت همان نفس و روح است (۱)

قرآن نیز به این حقیقت اشاره کرده و می‌فرماید: یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعی إِلی رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً فَادْخُلی فی عِبادی وَادْخُلی جَنَّتی)‌ ای نفس قدسی مطمئن به حضور پروردگارت باز آی که تو خشنودی و او راضی از توست، باز آی و در صف بندگان خاص من در آی (۲)

هم چنین می‌فرماید: فَلَوْلا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ وَأَنْتُمْ حینَئِذ تَنْظُرُونَ
پس چگونه خواهد بود هنگامی که جانشان به گلو رسد؛ و شما وقت مرگ بر بالین آن مرده حاضرید و می‌نگرید (۳)

نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر